مجموعة مؤلفين
51
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
نان ، منى دويست دينار ، جو ، منى دويست دينار ، كاه ، منى هفتادو پنج دينار ، هيزم ، منى صد دينار است . چيز تفحه ندارد بجز دزد خوب پدر سوخته ، هندوانه خوب دارد كه از بيستون مى آورند . قريب به ده دخمه « 1 » است كه تماشا دارد مىگويند قبر خسرو است . [ اوصاف كتيبه بيستون ] دوشنبه 21 [ ذى الحجه ] : [ منزل ] پانزدهم ، [ 7 ] بيستون است . چهار فرسنگ است . آب رودخانه زياد است ، قدرى كوه هم دارد . نان ، منى دويست و پنجاه دينار ، جوهشت من ، هزار دينار ، كاه ، منى هفتاد و پنج دينار است ، هيزم ، منى صد دينار است . در بيستون فرهاد دوازده صورت درويش را كشيده و خسرو را هم كشيده كه در سر تخت نشسته و از سنگ وقف نامه ، كاروانسراى بيستون را كندهاند و مشهور است به عقد نامه شيرين ، ولى خوانديم شاه سليمان صفوى كاروانسرا را وقف نموده بود . نان ساجى خيلى بد دارد و در اينجا شنيدم كه راه پاتاق تا خانقين به هم خورده و اين چلبى ياغى شدهاند و 22 زوار را كشتهاند خيلى اوقاتمان تلخ شد . [ تعدى پسر سارى اصلان ] سه شنبه 22 [ ذى الحجه ] : منزل شانزدهم ، كرمانشاهان شش فرسنگ است . راه صاف است ولى گاه گاهى دزد هم دارد . در كرمانشاهان نان ، منى دويست دينار ، جو ، منى يك صد و پنجاه دينار ، كاه ، بارى دويست من باشد به هزار دينار ، ميرزا سيد على هفتاد و پنج من جو به جهت ماهها آورده بود و خودش هم به ديدن ما آمد و شب هم مارا مهمان كرد و عصر رفتم آنجا كاغذ طهران را آوردند ، خواندم و دو كلمه مختصر به طهران نوشتم . شام آنجا ، دو دورى چلو و دو دورى پلو داشت و دو رنگ خورش و بعضى چيزهاى ديگر ، و گفت : تا على مردان خان برادر ملك نياز خان نرود و راه را امن نكند نمىگذارم شما برويد ما را [ 8 ] نگاه داشت . در راه به رقاصى رسيدم كنگاورى ، به كرمانشاه مىآمد گفتم ، چرا از كنگاور بيرون
--> ( 1 ) . گوردخمه صحنه يا دربند ، در بدنه كوه شوق على واقع در شمال شهر و سمت راست رود دربند حجارى شده است همان